الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

483

علل الشرايع ( فارسي )

مسعدة بن صدقه از حضرت جعفر بن محمّد ، از پدر بزرگوارش عليهما السّلام نقل كردند كه آن جناب فرمودند : حضرت على عليه السّلام در اوّلين باران هر سالى كه مىباريد مىايستادند تا سر و محاسن و لباسهايشان خيس مىشد ، به آن جناب عرض مىكردند : يا امير المؤمنين زيرا سقف و داخل بنايى برويد تا از خيس شدن مصون بمانيد ؟ حضرت مىفرمودند : اين آبى است كه از نزديك عرش الهى آمده و سپس انشاء حديث مىنمود و مىفرمود : در زير عرش دريايى بوده كه در آن آبى است و با آن ارزاق حيوانات از زمين مىرويد ، و هر گاه جناب اقدس الهى بخواهد از زمين آنچه را كه مشيّتش به آن تعلَّق گرفت بروياند و رحمتش را بدين وسيله شامل حيوانات قرار دهد وحى فرموده و بلافاصله باران كه فعلا به صورت تكَّه هاى يخ بوده از آسمان اوّل به آسمان دوّم و از آن به آسمان بعد مىبارد تا جايى كه بارش باران به آسمان دنيا رسيده و با ابرهاى زير اين آسمان ملاقات مىكند ، ابر به منزله غربال بوده كه از خود دانه ها را ردّ مىنمايد ، سپس حقّ عزّ و جل به باد وحى مىنمايد كه باران را نرم و ذوب كن همان طورى كه نمك در آب ذوب و حلّ مىشود و سپس هر قطره اى از آن را در فلان موضع و فلان مكان بيانداز ، پس ببار بر ايشان چنين و چنان ( كنايه از اين كه به شدّت يا به آهستگى ) به صورت سيل و غير آن ، پس باد باران را بر خلائق مىبارد به همان نحوى كه مأمور به آن شده لذا هيچ قطره اى از بالا به زمين نمىبارد مگر آنكه با آن فرشته اى است كه آن قطره را در جاى خودش قرار مىدهد و نيز هيچ دانه اى از باران به زمين نمىافتد مگر به مقدارى كه معين شده و وزنى كه معلوم گرديده مگر باران روز طوفان در عهد نوح كه از نظر وزن و مقدار ضابطه نداشت . حديث ( 9 ) پدرم رحمة الله عليه از احمد بن ادريس ، از محمّد بن احمد ، از على بن ريّان ، از حسين بن محمّد از عبد الرحمن بن ابى نجران ، از عبد الرحمن بن حمّاد ، از ذريح محاربى از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : مردى محضر مبارك پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم مشرّف شد و عرض كرد : يا رسول الله آيا خداوند از غير فريضه سؤال خواهد نمود ؟ حضرت فرمودند : خير . آن مرد عرضه داشت : سوگند به آن كسى كه شما را به حق برانگيخت به عملى غير از فريضه به خدا تقرّب نجستم .